گروه کوهنوردی عصای سفید کردستان


+ نهمین برنامه

                   شاه نشین

امسال پس از برنامه عمومی خضرزنده به علتهای گوناگون همچون امتحانات درسی و یا تعطیلات تابستانی و پرگشت تعدادی از همنوردان که برای ادامه تحصیل از روستاهای دور و نزدیک به سنندج می آیند و تا حدودی نیز ماجراهای آسیب دیدگی و عمل جراحی زانوی خودم ، نتوانسته بودیم برنامه ای عمومی و گسترده با حضور اکثر اعضا اجرا نمائیم. لذا  با پیشنهاد همنوردانمان آقای شجاع شیخله و خانم فروزان بهرامی که اهل روستاهای "توری ور" و "شیان" از توابع کوه شاه نشین هستند عصر روز پنجشنبه 20 شهریور با استقبال 22 نفر از همنوردان و همراهان همیشگی و با یکدستگاه مینی بوس اجاره ای و اتوموبیل شخصی آقای امیر ارسلان اعظمی راهی روستای توری ور شدیم .  پس از رسیدن به روستای توری ور که 2 ساعت به طول انجامید به باغ منزل پدری آقای شیخله که در 500 متری روستا به طرف روستای شیان بود رفتیم. قبلا" مطلع شده بودیم که منزل پدری خانم بهرامی در روستای شیان گنجایش این تعداد از نفرات را ندارد. استقبال گرم آقای میکائیل شیخی وهمسر مهمان نوازشان نوید بخش شبی به یاد ماندنی بود. 

پس از گشتی مختصر در محدوده باغ و شکار وثبت لحظه های غروب با هنر عکاسی آقای وحدانی  همه دست به کارشدند.

شام که به صورت گروهی تدارک شده بود به سرعت آماده و در فضائی گرم وصمیمی صرف شد.بی انصافی خواهد بود اگر از گوجه فرنگی های ریز و خوشمزه محلی که خانم شهلا عبدی با زحمت فراوان از روستای خودشان تهیه و به گروه هدیه کرده بود یاد نکنیم.

  

پس از شام نوبت به آقای فرهاد حسین پناهی رسید و باصدای گرمش به محفلمان گرمی بیشتری بخشید.ایشان نیز به همراه برادرشان "فرزاد" از روستای "قروچای" و با توشه خیارهای خوشمزه محلی خودشان به ما پیوسته بودند.

ما در زیر نور ماه و خانمها در داخل منزل  شب را به سحر رساندیم.ساعت 5 صبح همگی به استثنای همسر و فرزند آقای شجاع شیخله پس از آنکه وسایل شب مانی و غیر ضروری را در منزل کاک میکائیل انبارنمودیم با مینی بوس به طرف روستای شیان حرکت کردیم.در مسیر خانمها الهام بهمنی و باران (شریفه ) سلیمی که آنها نیز شب را در منزل پدری باران خانم سپری کرده بودند همراهمان شدند. بالاخره پس از پشت سر گذاشتن روستای شیان از مینی بوس پیاده شده و کوهپیمائی را در ساعت 6 صبح آغاز کرذیم.

زمزمه جویبار نسبتا" پر آب مسیر و هوای خنک و مطبوع کوهستان بر انرژی نهفته در گامهای همنوردان افزود و با طلوع آفتاب بخش زیادی از مسیر را پیمودیم.از چشمه های گوارای مسیر آبگیری کرده و عزم برآن شد صرف صبحانه را به بازگشت از قله موکول نمائیم.  

دیدار با کاک عثمان چوپان سالخورده بیسارانی و گوش دادن به خاطرات و حرفهای دلش که از جنس طبیعت بود بر دلمان نشست.

بنده نیز که گمان می کردم تعدادی از همنوردان  مدتها  تمرین نداشته و تعدادی نیز اولین بار بود  در برنامه کوهنوردی نیمه سنگین شرکت می کردند قادر به صعود نخواهند شد می توانم مسئولیت همراهی آنها را به عهده  گرفته و بدین ترتیب از زانوانم در مقابل فشار شیبهای تند ادامه مسیر مراقبت خواهم کرد معادلاتم بر هم خورد و هیچکس حاضر به عقب نشینی نشد،لذا ضمن تحسین قلبی ام از استقامت خستگی ناپذیر آنان از گمانم دست شستم و انصراف خودم را از ادامه مسیر و بخش پایانی صعود به قله اعلام کردم.خانم الهام بهمنی هم علیرغم آنکه می توانست به راهش ادامه دهد با من ماند و ماندیم تا تیم از فتح قله بازگردد.

گروه با سرپرستی خوب آقای فرهاد وحدانی و همسر توانمندشان خانم پروین قلعه پرداز موفق شدند در ساعت 9 و نیم صبح به قله شاه نشین صعود نمایند و پس از گرفتن عکسهای یادگاری در حدود ساعت 10 ونیم به ما ملحق گردند. صبحانه را بطور مفصل در محل چشمه و جمنزار مسیرصرف کرده ودرحدود ساعت1 بعداز ظهر به نزدیکیهای روستای شیان و محلی که قرار بود مینی بوس به دنبالمان بیاید رسیدیم.

غیبت خانم فروزان بهرامی که قراربود هم میزبان و هم همراهمان باشد نگرانمان کرده بود لذا با اندکی تحقیق محلی باغشان را که در همان نزدیکیها بود پیدا کرده و به آنجا رفتم، با استقبال و پذیرائی گرمی مواجه شده و متوجه شدم فقط عدم اطلاع دقیق از ساعت ورود ما به روستای شیان موجب غیبت ایشان شده است. پس از خداحافظی و بدرقه شدن از طرف خانواده با محبتش  مجددا" به جمع دوستان که در انتظار مینی بوس بودند پیوستم. با یکساعت تأخیر مینی بوس به سراغمان آمد و در مسیر بازگشت ضمن مراجعه به باغ کاک میکائیل و تحویل گرفتن وسایلی که در آنجا گذاشته بودیم از زحماتشان تشکر کرده و راهی سنندج شدیم.

 واما بشنویم از باران که تخلص شاعرانه همنورد جدیدمان خانم شریفه سلیمی میباشد.فوق لیسانس ادبیاتند، پیانو می نوازند و با اشعار دراماتیکش خودش و دنیای پیرامونش را به تصویر میکشد. (هرچند بعلت عدم توان مالی دفاتر اشعارش انتشار نیافته است.) با ورزش و کوهنوردی میانه ای نداشت و من امیدوارم حضور مقتدرانه اش در این برنامه باورهایش را در نگاه امیدوارانه تر به آنچه هست بارورتر سازد.

تلاش دیگر همنورد جدیدمان خانم الهام کریمیان را نباید از نظر دور داشت که چگونه با حضور فعال خود وهمراهی با دیگر خانمهای گروه توانائیهایش را به اثبات می رساند.

 ضمن اینکه قصد ندارم نقش سایر همنوردان را کمرنگ نمایم اما همراهی و همکاری و همدلی آقای سیامک خسروی و خانمها بهار حاج میرزائی و شرافت کریمیان بر کسی پوشیده نبود.

آقای مهندس فرشید صحافی نیز از گروه آبفای کردستان در این برنامه فعالانه همراهمان بودند. 

نویسنده : خالد اسعدی ; ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٦/٢٢
تگ ها: شاه نشین
comment نظرات () لینک

+ یادمان 50 سالگی ساخت جانپناه توچال

       پنجاه سالگی جانپناه قله توچال

با همت هیئت کوهنوردی کارگران استان البرز و تعدادی دیگر از گروههای کوهنوردی کارگری جانپناه سنگی قله توچال که پس از گذشت 50 سال به صورت مخروبه درآمده و غیر قابل استفاده شده بود مرمت و بازسازی گردید و به همین مناسبت دوست و همنورد عزیزمان آقای کامبیز بختیاری که ریاست هیئت کوهنوردی کارگران استان البرز را نیز بر عهده دارند ما را به شرکت در مراسم بازگشائی جانپناه فرا خواندند.

 دوستان از این دعوت استقبال نموده و ساعت 11 صبح روز پنجشنبه 13 شهریور با حضور 15 نفر که 10 نفر آنها از گروه آبفای کردستان بودند و با مینی بوس آن شرکت که رانندگی آنرا همنورد فداکار و خستگی ناپذیر گروه آبفا آقای فرهاد بهمنی به عهده داشتند راهی تهران شدیم.

غروب همانروز پس از رسیدن به تهران مستقیما" به دربند رفته و کلیه همنوردان به استثنای بنده که همچنان دوران نقاهت جراحی زانویم را میگذرانم مسیر پناهگاه شیرپلا را در پیش گرفتند.

آقای بختیاری و همراهانش از روز قبل در قله چادر زده و بکار تکمیل بازسازی جانپناه مشعول بودند.

با هماهنگی قبلی که با آقای امینی مسئول محترم پناهکاه شیر پلا بعمل آمده بوددوستان شب را در خوابگاه عمومی شیرپلا به ازای هرنفر 6000 تومان به صبح رساندند.

صبح روز بعد بنده از مسیر ولنجک و تله کابین توچال و سایر افراد گروه از مسیر شیر پلا و پناهگاه امیری ( آنها پیاده و بنده سواره) به سمت قله 3950 متری توچال حرکت کردیم. بنده با کمی تأخیر مسیر نیم ساعته ایستگاه 7 تا قله را پیموده ودرحدود ساعت 10 صبح مورد استقبال گرم و صمیمانه آقای بختیاری و دوستانش که سخت مشغول کار بودند قرار گرفتیم.مقرر شده بود مراسم بازگشائی جانپناه کارگر در ساعت 11 صبح آغاز گردد. اما به دلیل آنکه تعدادی دیگر از دعوت شدگان هنوز به قله نرسیده بودند برنامه با تأخیر مواجه شد. از آنجا که تعدادی از افراد گروه ما نگران طولانی شدن زمان بازگشت به سنندج بودند سعادت شرکت در مراسم را از دست دادیم. لذا پس از پذیرائی شدن توسط میزبان  از آنها  عذر خواهی و خداحافظی کرده و راهی ایستگاه 7 تله کابین شدیم. از آنجا نیز با پرداخت هزینه گزاف هر نفر 23 هزار تومان سوارتله کابین شده و حدود ساعت 2 بعد از ظهرخود را به محل پارکینگ عمومی تله کابین واقع در منطقه موسوم به بام تهران که آقای بهمنی از 2 ساعت قبل منتظرمان بود رساندیم. بدون استراحت سوار مینی بوس شده وپس از صرف ناهار در غذاخوری بین راهی اتوبان ساوه در ساعت 11 شب به سنندج رسیدیم.

در اینجا لازم است از تلاش ستودنی دوستان نابینا و کم بینای گروه آقایان شجاع شیخله، حامد محمدی و سیامک خسروی که با همراهی یاور همیشگی مان آقای امیر ارسلان اعظمی برای اولین بار از مسیر سنگی دشوار دربند به شیرپلا به چنین ارتفاعی صعود کردندتقدیر نموده و صمیمانه به آنها تبریک گفت.

 

 

 

نویسنده : خالد اسعدی ; ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/۱٥
comment نظرات () لینک