گروه کوهنوردی عصای سفید کردستان

ارگان رسمی کوهنوردان نابینا و کم بینای استان کردستان

 
نویسنده : خالد اسعدی - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۸
 

    صعود به قله 4050 متری کهار

ابتدا قرار بر این بود در برنامه هیأت کوهنوردی شهرستان سنندج که صعود به قله سبلان بود شرکت نمائیم. اما پیش بینی شرایط نامساعد جوی که حاکی از بارش برف 50 سانتیمتری بود ما را از شرکت در آن برنامه منصرف ساخت و داوطلب شرکت در برنامه کانون کوهنوردان استان کردستان که صعود به قله سرشاخان درمنطقه حدفاصل شهرهای نقده و پیرانشهر شدیم.
در آخرین لحظات بود که با دعوت هیمالیانورد و استاد گرانمایه کامبیز بختیاری برای صعود به قله کهار در استان البرز مواجه شدیم و از آنجا که ایشان حق فراوانی بر گردن ما داشته و دارند ساعت 9 شب روز چهارشنبه به اتفاق همنوردان لقمان نسیمی و فرشاد نصرتی با اتوبوس از سنندج راهی تهران شدیم. ساعت 5 صبح بلا فاصله پس از رسیدن به تهران با اتوبوسی دیگر خودمان را به کرج رسانده و در آنجا مورد استقبال استاد بختیاری و دوست همنوردشتان آقای فخرالدین موسوی قرار گرفتیم. با ماشین شخصی آقای موسوی عازم روستای "کلوان " که در 40 کیلومتری جاده کرج چالوس پس از " پل خواب " قرار دارد شدیم. 
ساعت ده دقیقه به 8 صبح بود که حرکتمان را از روستای زیبای کلوان آغاز کردیم . لقمه آماده ای که آقای بختیاری به ما داده بود به همراه هوای مطبوع بهاری و چشم اندازهای زیبای منطقه خستگی مسافرت با اتوبوس شب گذشته را از یادمان برد.
در حدود ساعت 11 صبح بود که به جانپناه واقع شده در ارتفاع 3200 متری رسیدیم.این جانپناه نیز با همت آقای بختیاری و همنوردانش احداث و بازسازی شده بود.
پس از صرف صبحانه راهی قله شدیم . هنوز اوایل حرکتمان بود که با تغییر ناگهانی هوا مواجه شده و منطقه کاملا" به شکل زمستانی در آمد . سرما و بوران برف و شدت باد تا حدودی زمین گیرمان کرد . پس از پوشیدن دستکش و لباس مناسب به حرکنمان ادامه دادیم. این در حالی بود که گروههایی که قبل از ما به طرف قله رفته بودند صعودشان را کنسل و در حال برگشت بودند . به این غائله رعد و برق نیز افزوده شد. با تصمیم استاد و اینکه هیچکدام از اعضای گروه اظهار ناراحتی نمی کردند راهمان را ادامه داده و در ساعت 2 بعد ازظهر همگی به قله صعود کردیم.
با توجه به نامساعد بودن هوا سریعا" راه برگشت را در پیش گرفتیم. حدود ساعت 4 بود که به پناهگاه برگشته و پس از خوردن ناهار و اندکی استراحت به پایین برگشتیم. ساعت 7 غروب به روستای کلوان رسیدیم.
زحمتهای ما در اینجا خاتمه نیافت و استاد با اصرار ما را از برگشتن به سنندج منصرف ساخته و پس از رسیدن به کرج به منزل خودشان دعوت نمودند. ودر آنجا بخش دوم زحمات ما که با پذیرائی گرم و صمیمانه همسر مهربان ایشان همراه بود ادامه یافت. پس از دوش گرفتن و صرف شام و خوابی راحت صبح روز جمعه با بدرقه صمیمانه استاد بختیاری و همسرشان راهی تهران و سنندج شدیم.
جا دارد سپاسگذاری مجدد خود و همنوردانم را از استاد بختیاری و خانواده ایشان و دوست مهربانشان آقای موسوی ایراز داریم.
زحمت عکسها و فیلمبرداری این برنامه بعهده استاد بختیاری بود.
جای دوستان خالی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
 
 
نویسنده : خالد اسعدی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٠
 

                                    "سلطان اغزه تو "

 

   دومین برنامه امسال به سلطان اغزه تو اختصاص داشت که طی روزهای 16 و 17 اردیبهشت با همکاری و همگامی همنوردان گروه آبفا برگزار گردید. گزارش کامل این برنامه توسط همنورد فعال گروه آقای لقمان نسیمی تهیه شده که به همراه عکسهای برنامه تقدیم می گردد.

گزارش برنامه صعود به کوه سلطان اخزه تو مابین مریوان و دیواندره.
طبق برنامه از قبل تعین شده ازسوی آقای خالد اسعدی سرپرست گروه کوهنوردی عصای سفید کردستان و همدلان برای روزهای ۱۶و۱۷ اردیبهشت ۹۵ جهت صعود به سلطان اخزه تو به مدیر گروهی همنوردمان آقای طالب داربوی صعود داشتیم، متاسفنه به دلیل عدم استقبال کافی توسط همنوردان به جهت اعلام حضور پیشنهاد آقای داربوی به منظور کنسل نمودن برنامه به دوستان مطرح گردید که مورد استقبال تعدادی از دوستان واقع گردید. این درحالی بود که تعدادی از همنوردان وخود بنده به صعود اصرار داشتیم لذا آقای اسعدی تمهیدات لازم به این منظور را با همراه ساختن این دوستان با تیم صعود کننده و مهربان آبفای کردستان فراهم نموده و برنامه را اجرایی ساختند . فلذا روز پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ساعت ۱۲ظهر میبایستی در مقابل درب اصلی شرکت آبفا گرد هم میبودیم و این درحالی بود که سه نفر از همنوردان آبفا روز قبل یعنی چهار شنبه به منطقه عزیمت نموده و قرار بود در دامنه کوه به ما ملحق شوند پس اعضای این گروه یعنی آقایان ارسلان اعظمی، شجاع شیخله واینجانب لقمان نسیمی بهمراه مهمانمان آقای زانیار شیخ الاسلامی با ملحق شدن به دوستان آبفا که ایشان نیز چهار نفر به اسامی آقایان رئوف عبدالهی،شکراله محرم اسرار،فرهاد بهمنی وناصر عثمانی با خودرو مینی بوس به رانندگی آقای همایون فرجی به سمت منطقه دیواندره حرکت نمودیم. طبق روال معمول گفت و گپ کرده و هراز گاهی با شوخی های بعضی از همنوردان شاد شده و فراغت خاطر میگشتیم بعد از عبور از شهرستان دیواندره حول و حوش ساعت ۳ بعد ازظهربه روستای شریف آباد رسیدیم در آنجا ماموران سپاه پاسداران ناحیه دیواندره از ادامه راهمان ممانعت کرده و به بهانه ناامن بودن منطقه خواستار برگشت تیم بودند که با تدبیر یکی دونفر از اعضای گروه روستا را دور زده وادامه طریق نمودیم . مجددا در روستای شاقلا نیروهای سپاه بازدید نموده و خواستار ارائه حکم ویا مجوزی از سوی سازمان تربیت بدنی بودند که یکی از همنوردان با ارائه کارت بیمه ورزشی خود به شخص تفتیش کننده مشگل را حل کرده و همین موجبات انبساط خاطر دوستان گردید در ادامه به بالای روستای زیبای نرگسله رفته و حود ساعت ۶ عصر شروع به برپایی چادرها نمودیم با حضور موج سرما در منطقه و احتمال بارندگی در آن حوضه بیم دوستان و مخصوصا راننده مینی بوس به منظور برگشت و خراب شدن اوضاع جاده بیشتر میگشت که بعد از صرف شام با تجمع در یکی از چادرها و برپایی ضیافت آواز خوانی و گپهای خودمانی خوشبختانه بیم دوستان کم شده و با خاطری آسوده به خواب رفتیم.
ادامه . با اعلام بیدار باش توسط آقای عبدالهی در ساعت پنج ونیم بامداد تمامی همنوردان از خواب برخواسته وکم کم آماده خوردن صبحانه شدند طوری که ساعت قریب هفت صبح وبعد از اتمام بستن وجمع کردن چادرها تمامی وسایل اضافی بغیر از مقداری تنقلات بقیه را در مینی بوس جاگذاشته وحرکت نمودیم در مسیر چه بسا تصاویر دل انگیز و آواز پرندگان خوش الحان هوش از سرمان پراند و دوستان عکسها به یادگار برداشتند ، قریب ساعت ده صبح به سه نفر از دوستان که یک روز پیشتر عازم شده بودند به اسامی آقایان عابد کریمی،جمشید زمانی وتوفیق ظریف ملحق گشتیم وبعد از توقف کوتاهی افراد صعود کننده به قله یعنی آقایان توفیق ظریف،ناصر عثمانی،فرهاد بهمنی، ارسلان اعظمی، رئوف عبدالهی، زانیار شیخ الاسلامی و اینجانب لقمان نسیمی به سوی قله پا در رکاب نمودیم حدودساعت یازده ونیم بود که از طریق تماس سرپرست گروه آقای خالد اسعدی متوجه آشفتگی وضع جوی و وضعیت بارندگی در منطقه شدیم که بلافاصله با حجم انبوهی از بارش از نوع باران وگاها برف مواجه شدیم به طوری که در نزدیکی قله با توام گشتن باد شدید بهمراه بارش وعدم آمادگی دوستان به شرایط حاکم وحضور سرما غافلگیر شده و بحق با مشگل روبرو شدیم اما عزم بالای دوستان به جهت صعود هر مشگلی را آسان جلوه میداد بالاخره در حدود ساعت ۱۲ ظهر به قله رسیده ونفسی حاکی از پیروزی چاق نمودیم وبعد از گرفتن چند عکس یادگاری از مسیری دیگر عزم فرود نمودیم در هنگام پائین آمدن به علت وجود حجم بسیار انبوه برف و وجود بارش بازهم مشگلات فراوان داشتیم تا اینکه دو تن از همنوردانمان آقایان ارسلان اعظمی و زانیار شیخ الاسلامی از گروه جدا و گم شدند . خوشبختانه یقین داشتیم که همنوردمان کاک ارسلان به منطقه اشراف کاملی دارد و از طریق تماس تلفنی اینجانب با ایشان دلگرم شده و ادامه طریق نمودیم تا اینکه به قرارگاه فرض شده خودمان که از قبل تعین نموده بودیم رسیده و بعد از تحمل سرمای طاقت فرسا تعدادی از دوستان رابه سوی قرارگاه اصلی فرستاده و بنده بهمراه آقای عبدالهی به جهت پیدا شدن دوستان در منطقه ماندیم ومنتظر گشتیم .تمامی البسه پوشیده شده مان خیس بوده و باران و سرما هر نوع طاقتی را طاق مینمود که بالاخره بعد از گذشتن ۵۵ دقیقه سروکله دو همنورد پیدا شده و بهمراه هم به سمت قرارگاه اصلی حرکت نمودیم حدود ساعت سه و نیم بود که به دوستان دیگر ملحق شدیم و بعد تعویض مقداری از لباسها حدود ساعت چهار عصر منطقه را به عزم بازگشت به سنندج ترک نمودیم در هنگام عبور از منطقه بسیار موارد مینی بوس از جاده منحرف میشد که به لطف تبحر آقای راننده از مهلکه جان سالم بدر بردیم حدود ساعت پنج و نیم به ایستگاه بازرسی سپاه رسیدیم که بلافاصله ما را به سمتی هدایت و مدارک راننده و ماشین را اخذ نمودند واعلام کردنند که دیروز چگونه از جلوی دید ایشان گذشته ایم و قرار داشتند اساسی حالمان را جا آورند که خوشبختانه یکی از دوستان مسئول ایشان را شناخته و از مهلکه اصلی جان بدر بردیم حدود ساعت هفت بعضی از دوستان نهار خورده و در بین ران دیواندره به سنندج با آن سرمای زیاد هندوانه و خربزه صرف نمودیم ویکبار دیگر عدم حضور دوستان را یاد کرده وجایشان را خالی نمودیم وجملگی اذعان واشعار داشتیم که یکی از بهترین وخاطره انگیز ترین کوهپیمائیها را تجربه نموده ایم وسر آخر در ساعت نزدیک به ۹شب به سنندج رسیده و به گرمی از هم خدا حافظی نمودیم . 
ارادتمند شما لقمان نسیمی

 

 


 
 
روز جهانی زمین پاک
نویسنده : خالد اسعدی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٦
 

                           روز جهانی زمین پاک

امسال مراسم روز جهانی زمین پاک را با حضور پر رنگ گروههای کوهنوردی عصای سفید و آبفای کردستان و میهمانان بزرگواری از شهرهای همدان ، سیاهکل گیلان و ازنای لرستان در ارتفاعات هورامان کردستان برگزار نمودیم . 

تیم پنجاه نفره ما صبح رو ز پنجشنبه 2 اردیبهشت با 3 دستگاه مینی بوس از سنندج به سمت مریوان حرکت کرده و در 25 کیلومتری مریوان راهمان را به سمت روستای " دزلی " واز آنجا به روستای " دره کی " کج کردیم.

صبحانه را در کنار چشمه سراب روستای دره کی صرف کرده و مسیر را به سمت گردنه " ژالانه " که بر منطقه هورامان اشراف دارد ادامه دادیم . از آنجا به بعد ماشینها را رها کرده و خود را به دامان سبز طبیعت سپردیم. یال وستیغ برفی ارتفاعات رشته کوه " تته " که ریزش بهمن های سنگینش دره های دامنه اش را مملو از برف کرده بود همراه با آواز پرندگان و نسیم خنک کوهستان گامهایمان را به خرامیدن وا می داشت . با پیمودن فراز و نشیب دره های متعددی که در دامنه رشته کوه " تته " قرار دارد در حدود ساعت 3 بعد از ظهر در کنار یکی از چشمه های گوارای مسیر برای صرف ناهار اطراق کردیم. با صرف ناهار و اندکی استراحت مسیر را تا رسیدن به خانه باغهای کوهستانی  موسوم به " دره بیان " ادامه دادیم .طبیعت زیبای دره بیان و چشمه پر آب و گوارای آن بهترین مکان برای شب مانی می باشد . 4 نفر از همنوردان گروه آبفا با زحمات فراوان وبا استفاده از وانت وسایل شب مانی شامل کیسه خوابها و چادرها و شام گروهی پیش بینی شده را به محل دره بیان رساندند. در مسیرآمدن آنها بعلت بارشهای سنگین بهاری زمین رانش کرده و تردد برای وانتهای معمولی مقد ور نبود.

 

خستگی 8 ساعت کوهپیمائی و دره نوردی را در زیر نور ماه شب 14و هوای آرام و دلپذیر کوهستان که با صرف شام گروهی و پایکوبی همنوردان ذوق زده همراه بود از تن به در کردیم. در این میان شور وحال میهمانانمان که  از طبیعت و مهر و صفای دوستان سرمست شده بودند وصف ناپذیر بود.
  بجز تعداد معدودی ازهمنوردان که خر و پف هم چادری هایشان را تاب نیاورده بودند بقیه خوابی آرام و رؤیائی را تا سپیده صبح تجربه کردند.
ساعت 7 صبح پس از خوردن صبحانه بارهای اضافی را تحویل وانت داده و راهی روستای " که لجی "  واقع در انتهای رشته کوه " تته " شده و در حدود ساعت 11 و نیم با سوار شدن به مینی بوسها به کوهپیمائی خاتمه دادیم .

 
 
 در نظر داشتیم از دریاچه سد " داریان" بعنوان قاتل "کانی بل " و  تأسیسات به اصطلاح نجات بخشی کانی بل بازدید نمائیم اما به علت کمبود وقت تصمیم گرفته شد بجای آن از مناظر بدیع مسیر روستاهای  " سلین " و " بل بر " و روستای تاریخی " هورامان "  ( که اخیرا" به شهر تبدیل شده است ) بازدید نمائیم. چشمه های جوشان و منحصر به فرد روستای  " بل بر " و معماری سنگی  ویژه هورامان بیش از همه مورد توجه و حیرت قرارمی گرفت .
برای خوردن ناهار به سراغ " کلانه های " خوشمزه روستای " دره کی "  رفته و پس از آن به طرف سنندج حرکت کردیم.
در اینجا لازم است از زحمات و همکاری کلیه همنوردان در اجرای موفق این برنامه تشکر نمائیم و تشکر ویژه ای نیز از همنورد زحمتکش گروه  آقای امیر ارسلان اعظمی  که با زحمات فراوان همراهی و برگرداندن یکی از همنوردان  و ملحق شدن دو باره در محل شب مانی را عهده دار شدند ابراز نمائیم.
و بماند زحمات آقای فرهاد وحدانی که در این برنامه علاوه بر عکاسی سرپرستی فنی را نیز عهده دار بودند.
جای دوستان غایب خالی

 


 
 
طرغه برفی
نویسنده : خالد اسعدی - ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٢
 

                                            "  طرغه برفی "

امسال نیز جشن پایان سال و رفتن به استقبال بهار را در کوهستان " طرغه " برگزار کردیم .

جشن گرفتیم چرا که سالی پر بار از فعالیت و همبستگی و موفقیت را پشت سر گذاشتیم . سالی که  تمامی محدودیتها و چالشها و کاستیهای موجود نتوانست از عزم راسخ همنوردانم در ادامه فعالیتهای چشمگیر گروه بکاهد. سالی که توانستیم با همت همنوردان عزیزم در رده فعالترین گروههای کوهنوردی استان قرار گیریم . قله سر فراز علم کوه تا ساحل زیبا و غارهای نمکی استان بوشهر گواه ماست. و این میسر نمی شد ، مگر با حضور توأم با عشق و علاقه یکایک اعضای گروه.

نا گفته نماند که حمایتها و تشویقهای بعمل آمده از سوی جامعه کوهنوردی و حامیان واقعی ورزش شهرمان ما را در ادامه راهمان بیش از پیش استوارتر کرد . جا دارد از تقدیر های بعمل آمده از سوی کانون کوهنوردان استان و فدراسیون کوهنوردی کشور صمیمانه سپاسگذاری نمائیم و دست حامیان و مشوقینی همچون استاد حمید دهقان و دوستان گرانمایه یدالله یگانه ، رامین دقیق و مرتضی شیروانی و ... را به گرمی بفشاریم.

ظهر روز پنجشنبه 27 اسفند همراه با 27 نفر از همنوردان که  همنوردان گروه آبفای کردستان را  نیز شامل می شد راهی  روستای شرفکند که در 20 کیلومتری جاده بوکان به مهاباد موسوم به جاده برهان واقع است شدیم .همنورد فداکار و دلسوزمان کاک زاهد ذوالفقاری که هماهنگی و راهنمائی این برنامه را بعهده داشت همچون همیشه با درایت و پشتکار مثال زدنی اش ما را در اجرای هر چه بهتر و مطمئن تر برنامه یاری دادند . ایشان یک روز قبل با آمدن به منطقه ما را از وضعیت مسیر و محل اسکان آگاه کرده بود. ساعت 7 غروب بود که به خانقای شیخ شمس الدین برهانی  در جوا ر روستای شرفکند رسیدیم . منطقه با 30 سانتیمتر برف که در 24 ساعت گذشته باریده بود کاملا" سفید پوش شده بود .این خانقا که قدمتی 136 ساله دارد مکتب بزرگان شعر و ادب کردی همچون ماموستا هه ژار و ماموستا هیمن بوده است . فضای عرفانی وامکانات بسیار خوبی که برای مسافرین وزائران فراهم  کرده اند شبی خوب و به یاد ماندنی را برایمان رقم زد. و بابت این پذیرائی و اقامت هیچگونه وجهی دریافت نمی شود.

 ساعت 8 صبح روز جمعه پس از صرف صبحانه خانقا را با سپاسگذاری از خادمین آن ترک کرده و با مینی بوس تا روستای سدر آباد پیش روی کردیم و بعلت برفی و لغزنده بودن جاده ادامه مسیر را به طول تقریبی 10 کیلومتر تا دامنه کوه زیبا و پر ابهت طرغه پیاده طی کردیم. 

با وجود بارش برف سنگین ، هوائی به غایت بهاری و آرامشی روءیائی توأم با سپیدی اغراق آمیز برفهائی که پاکوب می کردیم راه را کوتاهتر و با صفاتر می نمود.و این مناظر زیبا آقای فرهاد وحدانی عکاس هنرمند گروه را به وجد آورده بود. 

متأسفانه در نزدیکیهای دامنه طرغه به عده ای از آفرود بازآن برخوردیم که با ماشینهای شاسی بلند خود آنچنان طبیعت زیبای منطقه را تخریب کرده بودند که دل هر دوست دار طبیعت را به درد می آورد . 

علیرغم شرایط آب و هوائی و صعوبت راههای منتهی به منطقه دسته دسته کوهنوردان و علاقه مندان به برگزاری این جشن پایان سال از مسیرهای مختلف به طرف قله که قسمتهای زیادی از آن صخره ای و صعب العبور بود به حرکت در آمده بود و سکوت کوهستان جایش را به هلهله شادی داده بود.

 

تنگی معبر صخره ای منتهی به قله و برگشتن افرادی که از قله بر می گشتند موجب یک طرفه شدن مسیر ومعطل ماندن برای لحظات طولانی می شد . بالاخره در ساعت 12 ظهر بود که پای به قله نهادیم.

رقص و پایکوبی و شور و هلهله قله را فرا گرفته بود . پس از اندکی همراهی با این جمع شور آفرین بعلت کمبود وقت پس از گرفتن عکسهای یادگاری  راه برگشت را در پیش گرفتیم.

 آقای مهندس حسنی که از همکاران بوکانی الاصل ما در شرکت آبفای شهری کردستان می باشند همچون سفر قبلی ما با نهایت سخاوت عهده دار پذیرایی ناهار گروه در یکی از خانه باغهای منطقه شدند که جا دارد صمیمانه از ایشان سپاسگذاری نمائیم . 

ساعت 5 بعد از ظهر بود که با کوله باری از خاطره خوب و به یاد ماندنی به طرف سنندج حرکت کردیم.

جای دوستان خالی

عکسها از آقای فرهاد وحدانی

 

 

 


 
 
جیای قه ره ول
نویسنده : خالد اسعدی - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٥
 

       چیای قره ول ( کوه دیده بان )


در 15 کیلوتری شرق سنندج کوهی قرار دارد که به خاطر برجستگی و  احاطه به مناطق اطراف و شهر سنندج کوه دیده بان ( چیای قره ول ) نامیده می شود. در حدود 2700 متر ارتفاع دارد و روز جمعه 2 بهمن به دیدارش رفتیم.  نزدیکترین مسیر برای صعود به قله رفتن به روستای هانیس واقع در ضلع شمال غربی قله واز طریق کیلومتر 10 جاده سنند ج - همدان به سمت جاده قدیم روستاهای صلوات آباد و خیاره می باشد.

اما تیم 13 نفره ما مسیر طولانی تر روستاهای دوشان و چشمه کوچک ( کانی بوچکه ل ) غرب قله را برگزید. ساعت 7 صبح خودروهای شخصی خود را در روستای چشمه کوچک پارک کردیم و در هوایی نسبتا" سرد که بویژه در نزدیکیهای قله توأم با سوز زمستانی بود راه افتادیم . بجز رد پای گرگ و روباه اثری دیگری دیده نمی شد. سرمای هوا اجازه اطراق کردن برای صرف صبحانه را نمی داد. لذا با خوردن تنقلات و چای داخل فلاسکها انرژی می گرفتیم و صبحانه را به بعد از صعود قله و گرم شدن هوا موکول کردیم.

 

 

                             آنچه بیش از هر چیز دیگری نظر را جلب می کرد حضور پرشور همنورد جدیدمان اسرا مرادی بود که علیرغم اینکه اولین بار بود پای به چنین ارتفاعی می گذاشت خستگی ناپذیر هم پایمان بود.   

  ورودش را به جمع عصای سفید تبریک می گوئیم.                  ساعت 10 و نیم بود که به قله رسیدیم و پس از گرفتن عکس را ه برگشت را در پیش گرفتیم. صبحانه مفصلی در کنار یکی از چشمه های گوارای مسیر صرف کردیم وساعت 2  به محل پارک ماشینها رسیدیم.

    

 

 

 

 

 


 
 
درخشش عصای سفید
نویسنده : خالد اسعدی - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۳
 

عصای سفید همچنان می درخشد.

در جریان همایش کوهنوردی که با همت کانون کوهنوردان استان کردستان در مورخه 24 دیماه و در محل مجتمع فرهنگی فجر شهرستان سنندج برگزار گردید از فعالیتهای گروه کوهنوردی عصای سفید کردستان نیز تقدیر بعمل آمد.
در همین رابطه آقای اقبال افلاکی از پیشکسوتان نامدار کوهنوردی کشور که
به عنوان نماینده فدراسیون کوهنوردی در این مراسم حضور داشتند هدایائی از طرف فدراسیون به اعضاء جدید گروه و اینجانب بعنوان سرپرست گروه اهداء نمودند که فوق العاده مورد استقبال و تشویق حاضرین قرار گرفت.
همچنین  کانون کوهنوردان استان نیزاز موفقیت  همنوردمان خانم باران سلیمیبه واسطه اولین بانوی نابینای فاتح علم کوه به وسیله اهداء تندیس و لوح یادبود ، تقدیر بعمل آوردند.

 در این مراسم قرار بودهدایای دیگری نیز که توسط حامیان گروه تهیه شده بود به دیگر اعضاء فعال گروه اهداء گردد که به دلیل کمبود وقت میسر نگردید و در پایان مراسم توسط اینجانب تحویل این عزیزان  حاضر در مراسم گردید.
ما نیز به نوبه خود سپاس و قدردانی خود را بابت این بذل توجه مسئولین محترم فدراسیون کوهنوردی  و کانون کوهنوردان استان ابراز می داریم.
و از اینکه فدراسیون نابینایان و کم بینایان کشورهیچگونه اعتنائی ولو به صورت درج خبر به این فعالیتها نمی نماید بسیار متأسفیم.
          استاد و پیشکسوت کوهنوردی کشور هیمالیا نورد "اقبال افلاکی" 
 همنورد باران سلیمی در حال قدر دانی از مسئولین برنامه و  بیان انگیزه و احساساتش در روی آوردن به کوهنوردی و عضویت در گروه
تقدیر و تشویق همنورد باران سلیمی توسط اولین سنندجی فاتح اورست آقای حمید دهقان
اهداء جوایز فدراسیون به صعود اولی ها
 

 
 
بار دیگر آبیدر بزرگ
نویسنده : خالد اسعدی - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٠
 

 

در روز سه شنبه 8 دیماه که مصادف با تعطیل رسمی ولادت پیغمبر اسلام بود با دعوت 3 نفر از همنوردان گروه آبفای کردستان  در شرایطی که شهر سنندج در زیر انبوهی از مه و آلودگی دفن شده بود  راهی آبیدر بزرگ شدیم. 

 از ویژگیهای این برنامه حضور صعود اولی های نوجوان نابینا و کم بینای  دختری بود که برای اولین بار کوهنوردی را آنهم در شرایط زمستانی تجربه می کردند و با شور و هیجان  ویژه خودشان حال و هوای خوبی  به برنامه داده بودند .  بخت یارمان بود و کوهستان نیز مهربانترین چهره خود را در فصل زمستان  بر رویمان گشود و با هوا ئی مطبوع و آفتابی به استقبالمان آمد. اوضاع چنان شد که صعود اولی هایمان به وجد آمده و ترسشان از دشواریهای گفته شده در باره صعود زمستانی فرو ریخت و با بازیگوشیها و برف بازی و سرسره بازی  به دنیای کودکانه و فارغ از هیاهوی روزانه پناه بردند. 

ناگفته نماند که  به دلیل صعوبت قسمت پایانی صعود به قله این نوجوانان را از ادامه مسیر معاف نموده و به همراه  معلم  دلسوزشان خانم حاجی میرزائی راهی مسیر قرارگاه کوهنوردی موجود در زیارتگاه خضر زنده  شدیم . 

صعود اولی ها از سمت راست تیرا محمدی ، روژین رستمی و اسرا مرادی

 

 

بدین ترتیب از تیم 18 نفره 11 نفر راهی قله و 7 نفر به طرف خضر زنده رفتند تا مقدمات آماده کردن ناهار تدارک دیده شده را فراهم کنند. 

در تیم قله همنورد نابینا آقای صلاح الدین محمدی که ریاست هیأت ورزشهای نابینایان استان را برعهده دارند به همراهی همنورد کم بینا آقای محمد شیخ احمدی حضور داشتند که آنها نیز برای اولین بار در برنامه های گروه شرکت می کردند.

حضور فعال و خستگی ناپذیر همنوردان نابینای قدیمی  گروه خانمها باران سلیمی و شهلا عبدی دیگر نیازی  به تعریف کردن ندارد.

 تمام اعضای تیم اصلی  در ساعت 11 به قله صعود کرده و در حوالی ساعت 12 خود را به قرارگاه رساندند تا در آنجا با چای داغ و جگر کباب شده مورد پذیرائی قرار گیرند.

  این هم از هنرنمائی عکاس تلاشگر و خوش ذوق گروه  آقای فرهاد وحدانی که ماه را در نیمروز شکار کرده است.

 

دیگر همنوردان ثابت قدم گروه خانم پروین قلعه پرداز و آقایان ارسلا ن اعظمی و لقمان نسیمی  بودند . در این برنامه دوستمان آقای علی احمد زاده از قهرمانان دو و میدانی استان بعنوان میهمان حضور داشتند که اکثر زحمات میزبانی را  با همکاری دیگر دوستمان آقای عزت اله صادقی به دوش کشیدند و از این بابت سپاسگذارشان هستیم. 

 سپاس ویژه ای هم تقدیم همنوردان آبفا آقایان عابدین کریمی و رئوف عبدالهی و جمشیدزمانی می نمائیم که میزبان ناهارمان بوده  و دراکثر برنامه ها همراه و یاورمان هستند .



 
 
دومین برگزاری روز جهانی کوهستان
نویسنده : خالد اسعدی - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٧
 

تقدیر چنین بود که امسال 2 بار روز جهانی کوهستان را برگزار کنیم. اینبار بنا به دعوت کانون کوهنوردان استان کردستان و یک هفته بعد . استقبال بی نظیر گروههای کوهنوردی شهر سنندج مو جب شد تا در شرایطی کاملا" زمستانی و در زیر ریزش برف 230 نفر دل را به کوه آبیدر بزرگ بسپارند. 
حضور گروه ده نفره ما با گامهای استوار باران عزیز شور و حال وصف ناپذیری ایجاد کرده بود. 



 
 
← صفحه بعد